دهــــلاویــــــــه

دهلاویه
دهــــلاویــــــــه

بسم الله الرحمن الرحیم
آجرک الله یا صاحب الزمان
السلام علیک یا فاطمه الزهرا
یا ابوفاضل مددی
عباسم و در پی خطر می گردم
اطراف خیم تا به سحر می گردم
صد بار اگر علقمه را فتح کنم
هر بار دوباره تشنه بر می گردم
این وبلاگ جهت خشنودی حضرت مهدی عج ایجاد شده و هر گونه کپی برداری از این وبلاگ باعث خشنودی ائمه عصمت و طهارت می گردد.

یا علی التماس دعا.
العبد الحقیر سید مجتبی علمدار.

بهترین دل نوشته ها
    • در دست راه اندازی
  • بایگانی

    ۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شهید» ثبت شده است

    بسم الله الرحمن الرحیم

    السلام علیک یا اباصالح المهدی ادرکنی

    وصیت نامه شهید حمید باکری - قدر انقلاب اسلامی را بدانید.

    بسم رب الشهدا و الصدیقین

    در این لحظات آخر عمر سر تا پا گناه و پشیمانی، وصیت خود را می نویسم و علم کامل دارم که در این ماموریت شهادت، جان به پروردگار بزرگ باید تسلیم نمایم. ان شاءالله که خداوند متعال با رحمت و بزرگواری خود گناهان بی شمار این بنده خطاکار را ببخشد.
    وصیت به احسان و آسیه عزیز:

    • سید مجتبی علمدار

    بسم الله الرحمن الرحیم

    شهید سید مجتبی علمدار- قسمت اول

    توصیه شهید سید مجتبی علمدار: نگذارید صدای غربت فرزند فاطمه، مقام معظم رهبری به گوش برسد.

    وصیت نامه ها و دست نوشته های سید مجتبی علمدار (قسمت اول)

    • سید مجتبی علمدار

    قسمتی از وصیتنامه شهید مجتبی بابایی زاده

    شهید مجتبی بابایی زاده در قسمتی از وصیت نامه ی عرفانی خود می گوید:

    ... چه خوب است که انسان از لحظه ی مرگش مطلع نیست و موت بی خبر به سراغ آدمی می آید. اگر این چنین نبود، چه بسا آدمی به واسطه آگاهی از لحظه ی مرگش تا دقایقی قبل از مرگ به خدا فکر نمی کرد و چه گناهانی که مرتکب نمی شد و در لحظه ی مرگ استغفار می کرد و چنین دنیایی چه می شد!؟

    • سید مجتبی علمدار

    بسم الله الرحمن الرحیم

    زندگینامه شهید عبدالحسین برونسی (قسمت اول)

    در سال هزار و سیصد و بیست و یک، در روستای «گلبوی کدکن» ، از توابع تربت حیدریه، قدم به عرصه هستی نهاد. نام زیبنده اش گویی از لحظه هایی نشات می گرفت که در فرمایش «الست بربکم»، مردانه و بی هیچ نفاقی، ندا در داد«بلی»؛ عبدالحسین.

    • سید مجتبی علمدار

    بسم الله الرحمن الرحیم

    شهید ابراهیم هادی(قسمت اول)

    قبل از اذان صبح برگشت . پیکر شهید هم روی دوشش بود . خستگی در چهر اش موج می زد . برگه مرخصی را گرفت . بعد از نماز با پیکر شهید حرکت کردیم . خسته بود و خوشحال .
    می گفت : یک ماه قبل روی ارتفاعات بازی دراز عملیات داشتیم . فقط همین شهید جامانده بود . حالا بعد از آرامش منطقه ،خدا لطف کرد و توانستیم اورا بیاوریم .

    • سید مجتبی علمدار

    بسم الله الرحمن الرحیم

    وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاء عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ

    پرواز در سحرگاه- شهید محمد غفاری(قسمت اول)

    به امر رهبر
    «سی و سه سال گذشت» از آن روزی که مردم ما جان بر کف گرفتند و به خیابان ها آمدند. از آن روزی که عزت استکبار به ذلت کشیده شد. از آن روزی که به خاطر اسلام قیام کردیم و...

    • سید مجتبی علمدار

    بسم الله الرحمن الرحیم

    زندگینامه شهید محمود کاوه (قسمت اول)

    نام: محمود کاوه
    تولد: 1 خرداد 1340
    محل تولد: مشهد مقدس
    آخرین مسئولیت: فرمانده لشگر ویژه شهدا
    شهادت: 10 شهریور 1365
    محل شهادت: بلندای قله ‌٢٥١٩ حاج عمران
    عملیات شهادت: کربلای ‌٢ 
    مزار: مشهد، بهشت رضا (علیه السلام)، قطعه شهدا

    • سید مجتبی علمدار